کشف دوباره فضاهای شهری
رهیافتی در احیا هویت مکانی شهر
مورا ادب[1]
آدرس پستی
moodab@Gmail.com
چکیده : بعد از مدرنیته و انتقال تجارب غربيها به كشورهايي چون ایران، عنوان هویت و مباحث مربوط به آن به چالشی همه جانبه كشيده شد. به گونهاي كه از آن زمان به بعد يكي از داغترين مباحث میان اهل درد و حرفه بحث هویت و گلايه از بيهويتي فضاهای شهري و معماری است. این نوشتار سعی ميكند ابتدا با تبيين مفهوم هويت و عوامل شكلگيري و تثبیت آن در عرصه شهرسازي به لزوم کشف دوباره و بررسی فضاهای شهري به عنوان عرصه تعامل و تجمع انسانها و بستری براي تقویت و تداعی خاطرات گذشته و ایجاد تعلق خاطره براي نسل آینده ، در راستای استمرار و تثبیت این همانی میان افراد و فضا بپردازد و به این ترتیب موجبات تثبیت هویت را در شهرها را فراهم آورد.
کلید واژه : هویت ، این همانی با فضا ، هویت مکانی ، خاطرات ، فضای شهري
مقدمه
در این نوشتار ابتدا مفاهیم اوليه موضوع همچون مفهوم هویت ، کاربرد آن در فضا و در شهر تعریف ميگردد ، همچنین عواملی که موجبات شكلگيري و تثبیت هویت فضا و شهر را فراهم ميآورند ، بررسی ميشود. پس از آن به بحث فضاهای شهری و نقش آنها در هويتزايي و ارتقا فرهنگ شهروندان، نحوه برخورد و احیا آنها پرداخته ميشود. در نهایت جمعبندي و فهرستی از خصوصیات و ويژگيهاي چنین فضاهایی در تعيين و تثبیت هویت شهر و لزوم تأكيد بر آنها ، ارائه ميگردد.
1. هویت
در جستجوی معنای لغوی هویت در فرهنگ معین می خوانیم؛ "هویت : آنچه که موجب شناسایی شخص باشد." بنابراین به تعبیری دیگر مراد از هویت آن قسمت از شيئيت شيء است که به اعتباری تشخیص هویت نامیده ميشود. چنین فرآیندی قیاسی است میان عینیتی موجود (Object) همچون شيء یا فضا با دادههايي از آن در ذهن (Subject). در این فرآیند ابژه با آن که موجودیت خارجی مستقل دارد ولی در فرآیند ادراک تبدیل به یک پدیده ذهنی (سوژه) ميشود.[2] چنین تعبیری از هویت، ماهیت پارادوکسیال آن را بیش از پیش جلوهگر ميسازد چراکه طبق آنچه گفته شد هویت به طور همزمان حامل يك عنصر ایستا و يك عنصر پویا است ، زیرا از يك سو اطلاعات از هر ابژه مربوط به گذشته آن است و در فرآیند " اين همانی " ناچار باید به این اطلاعات بایگانی شده بسنده شود که این خود بیانگر نوعی استمرار و تداوم تاریخی است و از سوی دیگر هر ابژه به عنوان يك پدیده همواره در حال تغيير و تحول بوده و با صورت قبلی خود کاملاً برابر نیست و هویت آن دائماً در معرض فرآیند بازتعريف و بازتوليد است.
با تمامی این تفاسیر، در نهایت انسان از يك طرف با استفاده از ذهنیت خود (اطلاعات انباشته شده در حافظه) و از طرف ديگر مطابق دريافتهاي ادراكي ، فرآیند " اين همانی" را انجام ميدهد. در اینجا ذکر این نکته ضروری مينمايد كه مطالب انباشته شده در حافظه تنها متكي به تجربیات مستقیم از محیط و جامعه نیست . تجربیات بشری نیز بخش عمده اين مطالب را تشكيل ميدهد كه در طی قرون به صورت دانش و سنت به ذهن منتقل شده است.[3] بنابراین معیارهای تغيير يا تثبیت هویت از طرز فكر و ساختار ذهنی فرد كه نتیجه فرهنگ و تربیت اوست ، ناشی ميشود. اصولا فرهنگ هر جامعه متكي به تاریخ آن جامعه است، تاریخی كه مجموعهاي از رویدادها و حوادث است كه هر کدام خاطرهاي را در حافظه انسان جاي ميدهند.
2. هويت مكاني فضا
بنا به آنچه گفته شد فضا زمانی براي ما دارای هویت خواهد بود كه از طرفی بتوانیم آن را موجودی مستقل و عيني تلقی كرده و از طرف دیگر خود نيز به عنوان موجودی عيني در آن فعالیت و رفتار نموده و بالاخره بتوانیم ذهنيات ناشی از ادراک آن را با ذهنيات خود تطبیق دهیم (اين هماني). از طرفی همانطور كه اشاره شد ادراک هر فضا و فرآیند انطباق آن تنها برگرفته از دريافتهاي ادراكي ما نبوده بلکه منتج از زمينههاي فرهنگی و اجتماعی نیز ميباشد.
هنگامی فرد ميتواند شناخت و تسلط ذهنی بر فضايي داشته باشد كه بتواند ذهنیت به جا مانده آن عینیت و فضا را جزيي از وجود خود بداند و به معنای نمادین فرهنگي- اجتماعی آن واقف گردد. چنین حالتی احساس "این همانی" بیشتری ميان شخص و فضا به وجود ميآورد ، زیرا فضا به نحو محسوس و ملموسی وارد زندگی فرد شده و امتزاجاش با زندگی روزمره سبب تداوم این همانی فرد با فضا شده ، به طوری كه این تداوم موجبات به وجود آمدن عامل هویت و تثبیت آن را فراهم مي كند . در چنین فضايي شخص مطمئنتر و آرامتر حرکت ميكند، چون شناخت و تسلط ذهنی بر فضا نه تنها نيروي زيادي را براي ادراک طلب نمينمايد، بلکه آسودگی خاطر و در نتیجه احساس امنیت را به دنبال دارد .
3. لزوم کشف دوباره فضاهای شهري در تعيين هویت مكاني
انسان با حضور و رابطه با دیگران به هستي خود و انسانهاي دیگر و امور جزئی و كلي واقف ميشود.[4] انسان به عنوان يك موجود اجتماعی نميتواند بدون كمك اطلاعاتی دیگران خود را بیابد و به هویت خود دست يابد.[5] فرد با حضور و رشد یافتن در جمع علاوه بر آن كه دارای هویت فردی يعني نام و منزلت اجتماعی و روابط مشخص با دیگران مي گردد، بلکه با گرفتن عناصر مشتركي كه "فرهنگ" خوانده ميشود هویت جمعي نیز مييابد و با مجموعه این مسائل دارای تاریخ مشترک ميشود. به این ترتیب ایجاد هویت فردی يك "فرآیند اجتماعي" است و انسان قابلیت این را دارد كه "من" خود را تبدیل به جزئی از يك "ما" كند.[6]
در این ميان فضاهای باز شهري كه از دیرباز تاکنون بستر کالبدی تعاملات اجتماعی مردم و مكاني براي تبلور زندگی جمعي آن بوده است، به نوعي پاسخگوی نياز اجتماعي آنها ميباشد.[7] نیاز به حضور در فضای شهري و ارتباط رو در رو با سایر شهروندان منبعث از ويژگيهاي روانی انسانهاست، اگر چه متأسفانه در زمان حاضر به دلایل بسیاری كه عمده آن مسائل اقتصادی ميباشد، طرح این نوع فضا ها اصولا در شهرسازي کمتر به ميان ميآيد و آنچه كه از این نوع فضا ها وجود دارند به دلايلي از بین برده ميشوند. امروزه مبداء سکونت و مقصد كار شده است و این خود يك عارضه اجتماعی است. محل برخورد و مکث و هم محلی بودن از بین رفته و فقدان گپ زدن در محل همیشه احساس ميشود. عدم ارتباط یا ضعف ارتباط شخص با فضا ، احساس این همانی كمتري بین او و فضا به وجود ميآورد در نتیجه ميان فرد و فضای نا همخوان عامل هویت پیدا نميشود و در نتیجه تداوم عدم ارتباط ميان آنها با پدیده بحران هویت مواجه ميشويم. بنابراین این فضا ها از عوامل عمده شهري محسوب مي شوند كه بنابر آنچه كه تاکنون گفته شد در تعيين هویت شهر و تثبیت و تقویت آن نقش فراوانی دارند. آن چنان كه امروزه عليرغم رواج پديدههاي نوین ارتباطی چون مطبوعات، ماهواره و اینترنت، استفاده از فضای باز شهري نه تنها اهمیت خود را از دست نداده بلکه پس از مدتی كم توجّهی مجدداً جایگاه واقعی خود را باز یافته و مورد توجه واقع شده است.[8]
4. تبيين نقش فضاهای شهري در تثبیت هویت مكاني
به طور كلي فضاهای بازي كه به عنوان نقاط عطف در ميان بافتهاي متراكم ساختماني به ويژه در بافتهاي مسكوني و در مقياسها و بنا به دلایل مختلف مانند تعدیل تراکم ، ارتقاء فرهنگ، تنوع و تغيير در فرم فيزيكي بافت و از این قبیل به وجود ميآيند ، جملگی را ميتوان فضاهای شهري معرفی كرد. این فضا ها باعث گردهمايي و ملاقات ساکنین هر محدوده شهري ميشود. آنچه در دانش طراحی شهري براي فضای باز شهري ارزش ميباشد ، نقش اجتماعی و تعاملی است كه این فضاها در زندگی جمعي شهروندان ایفا ميكند. بررسی تاریخی شهرهای مغرب زمین نیز شاهدی است بر این ادعا . از دوران یونان باستان تا قرن بیستم شهروند اروپايی مهمترین و مردميترين رویدادهای جمعي خود را در میدان برگزار ميكرد. واژه یونانی "آگورا" و رومی "فوروم" به معنای تجمع شهروندان بود. پلازا و انواع فضاهای مشابه در ميان اقوام اروپايی ، خواه انگلیسی، آلمانی يا فرانسوی و مانند اينها قلب تپنده شهر و محل گردهمايي و تعامل اجتماعی بود.[9] شهرهای کشور ما نیز، غنی از انواع فضاهای شهري با مقياسهاي متفاوت بوده است. این نوع فضا ها در تمام عرصههاي معماری و شهرسازي به ویژه در بافتهاي تاریخی وجود داشته است. فضاهای باز وسیعی كه دارای محدودهاي محصور و یا کمابیش معین بودند و در كنار راهها یا در محل تقاطع آنها قرار داشته و دارای كاركردي ارتباطی، اجتماعی، تجاری، ورزشی، نظامی یا تركيبي از دو یا چند کارکرد مزبور بوده و میدان نامیده ميشدند،[10] هنوز هم نام ميدانهايي چون بهارستان، توپخانه، اعدام، حسنآباد و از آن قبیل در ذهن افراد جایگاه خاصی دارد و خاطرات بسیاری را زنده ميكند.
این فضا ها همان طور که گفته شد به عنوان عرصه تجمع انسان ها ، فعالیت ها و رفتار ها ، در یک کلام رویداد های مختلف عمل می کنند، رویداد هايي كه در گذشته حادث شده و در خاطرات جمعي و فردی ثبت ميشوند، وقایعی كه در حال حاضر در زندگی روزمره شهروند نقش ایفا كرده و همچنین امیال و توقعاتي كه از آن مکان براي بهبود زندگی جمعياش تصور ميكند.[11] از این نقطه نظر توزیع چنین فضاهايي در شهر و در مقياسهاي مختلف نه تنها باعث تنوع در بافتهاي شهري ميشود بلکه بحث هويتزايي را براي بافت و شهر به وجود ميآورد، چرا كه عملکرد چنین فضای شهري به مرور زمان ذهنيت و خاطرهاي، در ذهن آدمیان جاي ميدهد و چون چنین امری به علت بستر تعاملی آن منتج از زمينههاي فرهنگی و اجتماعی است ، ميتواند همچنان كه در ایجاد این همانی فرد با فضا مؤثر باشد، زمینه را براي تثبیت آن و ارتقاء فرهنگ شهروندان فراهم كند. این فضا ها نقاطی هستند كه محل برخوردها، ملاقاتها، نشانهها و در یک کلام قلب تپنده شهر را تشكيل ميدهند.
5. جمع بندی و نتیجه گیری
در پی ورود معماری روز غرب به كشورهايي مانند ایران و رکود فرهنگی آن در زمان مواجه با فرهنگ غرب، بحران هویت و گلایه از بيهويتي فضاهای شهري و معماری به عنوان معضل اساسی شهرها ، لزوم بازنگری در مفاهیمی همچون هویت و عواملی كه موجبات شكلگيري و تثبیت هویت را فراهم ميسازد، بیش از پیش امری ضروری مي نمايد . از طرفی فضاهای شهري به عنوان عمدهترين فصلهاي مباحث شهرسازي نقاط عطفي در شهر محسوب ميشوند كه متاسفانه در زمان حاضر بنا به دلایل مختلف كه عمدهترين آنها مسائل اقتصادی است به دست فراموشی سپرده شدهاند. این فضا ها بنابر نقش تعاملی و اجتماعی خود در باز تلفیق انسان در محیط (محیط شهري شده) و در جریان زندگی ميتوانند موجبات ترغیب انسانها به ملاقاتها و بحث و گفتوگو فراهم آورند و ساکنین را از محيطهاي خصوصی و انزوا گرایي به محيطهاي جمعي و پر نشاط دعوت نمایند و از اين رهیافت نقشی مؤثر در تقویت و تداعی خاطرات گذشته و ایجاد تعلق خاطر براي نسلهاي آینده ایفا کنند.
این امر نه تنها باعث تنوع در بافتها و فضاهای شهري ميگردد بلکه در تعيين هویت شهر و تثبیت آن به عنوان عاملی هويتزا مفید واقع میگردد. چنین فضاهايي از آنجا كه نقش انتقالدهنده خاطرات براي نسلهاي فعلی و آینده را دارند، در هویت شهر و ارتقا فرهنگی آن موثرند بنابراین باید به عنوان میراث محیطی و اصالت هر شهر حفظ و توسعه داده شوند. چنین فضاهایی این پتانسیل را به صورت بالقوه دارند كه در مقیاس کلان به عنوان نشانههاي اصلی شهر معرفی گردند و به عنوان شاخصهاي محلی و شهري به احیا و خلق و توسعه آنها پرداخت.![]()
منابع و ماخذ
1. ایروانی- محمود، خداپناهی- محمدکریم ، روانشناسی احساس و ادراک، انتشارات سمت ،تهران ،1371
2. آشوری-داریوش، ایرانشناسی چیست؟ ، انتشارات آگاه ،تهران ،1351
3. سلطان زاده- حسین ، فضا های شهری در بافت های تاریخی ایران ، دفتر پژوهش های فرهنگی ، تهران،1370
4. تیبالدز-فرانسیس،شهرسازی شهروندگرا ،احمدی نژاد- محمد، نشر خاک،1383
5. عباس زادگان – مصطفی ، نگرش نهضت مدرن معماری – شهرسازی به فضاهای شهری ، شهرداری ها(ضمیمه میدان و فضای شهری) ، شماره 67،1383آذر
6. پاکزاد- جهانشاه ، گره، میدان، فلکه، بررسی معنا شناختی سه واژه در شهرسازی ، شهرداری ها(ضمیمه میدان و فضای شهری)، شماره 67،1383آذر
7. پاکزاد- جهانشاه، هویت و این همانی با فضا ، مجله صفه، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی
8. قاسمی – مروارید ، میدان شهری ،حیاطی شهری برای حیات شهر ، شهرداری ها(ضمیمه میدان و فضای شهری) ، شماره 67،1383آذر
9. یار احمدی – امیر، بسوی شهرسازی انسانگرا ،شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری،تهران،1378
[1] کارشناس ارشد معماری
[2] پاکزاد- جهانشاه، هویت و این همانی با فضا ، مجله صفه، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی
[3] ایروانی- محمود، خداپناهی- محمدکریم ، روانشناسی احساس و ادراک، انتشارات سمت ،تهران ،1371، ص 218
[4] آشوری-داریوش، ایرانشناسی چیست؟ ، انتشارات آگاه ،تهران ،1351 ، ص 142
[5] همان ، ص 143
[6] پاکزاد- جهانشاه، هویت و این همانی با فضا ، مجله صفه، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی
[7] قاسمی – مروارید ، میدان شهری ،حیاطی شهری برای حیات شهر ، شهرداری ها(ضمیمه میدان و فضای شهری) ، شماره 67،1383آذر ، ص 22
[8]عباس زادگان – مصطفی ، نگرش نهضت مدرن معماری – شهرسازی به فضاهای شهری ، شهرداری ها(ضمیمه میدان و فضای شهری) ، شماره 67،1383آذر ، ص 39
[9] پاکزاد- جهانشاه ، گره، میدان، فلکه، بررسی معنا شناختی سه واژه در شهرسازی ، شهرداری ها(ضمیمه میدان و فضای شهری) ، شماره 67،1383آذر ، ص 10-9
[10] سلطان زاده- حسین ، فضا های شهری در بافت های تاریخی ایران ، دفتر پژوهش های فرهنگی ، تهران،1370 ، ص 82
[11] پاکزاد- جهانشاه ، گره، میدان، فلکه، بررسی معنا شناختی سه واژه در شهرسازی ، شهرداری ها(ضمیمه میدان و فضای شهری) ، شماره 67،1383آذر ، ص 10-9

