تفاوت میان استراتژی کارآفرینانه و استراتژی غیر کارآفرینانه
تفاوت میان استراتژی کارآفرینانه و استراتژی غیر کارآفرینانه
شاید بتوان گفت که تفاوتهای عمده ای میان سازمانها با رفتارهای کارآفرینانه و غیر کارآفرینانه و محیط های فعالیت مختص هر کدام وجود دارد، از این روی میتوان بیان داشت که تفاوتهایی نیز میان استراتژی کارآفرینانه و غیر کارآفرینانه وجود داشته باشد. به این موضوع از چهار منظر نگاه میکنم.
۱- تفاوت استراتژی کارآفرینانه با استراتژی غیر کارآفرینانه از منظر مفهوم استراتژی
تعاریف متعددی از استراتژی و آنچه هست بیان شده و هر تعریف نیز بر جنبه های خاصی از استراتژی متمرکز است. یکی از تعاریف کلاسیک و پر کاربرد از مفهوم استراتژی، تعریف ۵P هنری مینتزبرگ است. به زعم او استراتژی در ذات خود ۵ مفهوم را در بر دارد که عبارتند از : برنامه، الگو، موقعیت، دورنما و حیله. (مطالعه بیشتر: مشاهده ویدئو درس مدیریت استراتژیک)
در این میان به دلیل تفاوتهای موجود بین خصلتهای سازمانهای کارآفرینانه و غیر کارآفرینانه (در زمینه های گوناگون مانند الگوی مدیریت، منابع، منحنی تجربه، جایگاه متفاوت در دوره عمر سازمان، شبکه و زنجیره های کاری، برند تشکیل شده، روحیه مدیریتی در مقابل کارآفرینی، محافظه کاری در مقابل فرصتجویی و…) تفاوتهایی میان نگاه به مفهوم استراتژی در این دو الگوی استراتژی کارآفرینانه و غیر کارآفرینانه مشهود است. به بطوریکه با مراجعه به تعابیر پنجگانه مینتزبرگ از استراتژی، ملاحظه می شود مفاهیم “استراتژی به عنوان برنامه” و “استراتژی به عنوان موقعیت” قرابت بیشتری با الگوهای تدوین استراتژی غیر کارآفرینانه دارند، اما مفهوم “استراتژی به عنوان دورنما”، ارتباط نزدیکتری با استراتژی کارآفرینانه دارد. چرا که دورنما بر ذهنیت دلالت دارد و استراتژی کارآفرینانه اصولاً امری ذهنی و شهودی برای شخص کارآفرین است. دورنما هم نقش القا و هم نقش ادراک کاری را که لازم است انجام شود ایفا میکند. دورنما بیشتر یک تصور است تا یک برنامه، بنابراین انعطافپذیر است و رهبر کارآفرین میتواند آن را با تجربیات خود تطبیق دهد.
۲- تفاوت استراتژی کارآفرینانه با استراتژی غیر کارآفرینانه از منظر الگوی تدوین استراتژی
با رجوع که کتاب جنگل استراتژی هنری مینتزبرگ به ۱۰ مکتب تدوین استراتژی بر میخوریم. مکاتبی که هر کدام برای پاسخ به خواستگاه زمانی، علّی، محیطی، فلسفی و … متفاوتی شکل گرفته اند. در میان این مکاتب تدوین استراتژی، مکاتب تجویزی (برنامهریزی، طراحی، موقعیت یابی) منحصراً میتوانند برای تدوین استراتژیهای غیر کارآفرینانه مورد استفاده قرار بگیرد. در این مکاتب تدوین استراتژی بر مبنای فرآیندهای گام به گام تحلیلی، جمع آوری دادهها و اطلاعات، استفاده از ابزارها و مدلها و … حاصل میشود. میتوان گفت که در این نوع از مکاتب استراتژی به نوعی فرموله میشود، فرمولبندی که برای شرکتها، صنایع و فعالان دیگر نیز میتواند مورد استفاده قرار بگیرد. از اینرو خیلی نمیتواند منشاء خلق مزیت رقابتی باشد.

