زمینه ظهور شهرسازی جدید یا New Urbanism

زمینه ظهور شهرسازی جدید یا New Urbanism

شهرسازی جدید | در ربع اول قرن بیستم، امریکا به صورت پیچیده و در هم و بدون برنامه از پیش اندیشیده شده ای رشد می کرد. کاربردهای در هم آمیخته و بی برنامه از مشکلات عمده شهرهای آمریکا محسوب می شد. پس از جنگ جهانی دوم با ظهور معماری مدرن و تفکر Zonning و همچنین ازدیاد وسایط نقلیه (اتومبیل) الگوی جدید بر اساس تفکرات Zonning در سراسر آمریکا تحقیق یافت. با به ثمر رسیدن این تفکر جدایی کاربری ها و پهن شدن و گسترش شهرها حادث گردید. حومه های خوابگاهی در جهت اسکان جمعیت ایجاد گردیدند و جدایی کامل محل سکونت (به همراه خرده فروشی) با سایر کاربری ها از جمله کاربری تجاری و صنعتی صورت گرفت.

زونینگ عامه پسند بود ولی برای اعمال آن هزینه های سنگینی پرداخت می شد و مهمترین آنها عبارت اند بودند از:

  1. نبود یک مرکز شهری
  2. نبود Pedestrian Scale (مقیاس انسانی)
  3. وجود ترافیک در شبکه های دسترسی به خاطر کاربری های مختلف و دوری محل کار از محل سکونت (قسمت اعظمی از سرانه ها به شبکه های دسترسی اختصاصی داده شده بود زیرا در الگوی جدید برای حمل افراد از محل زندگی به کار و یا برای دریافت خدمات مختلف نیاز به اتومبیل می بود)

خوانش ساختارگرایانه شهر و اجزای آن

ادموند بیکن Edmund Bacon

به باور ادموند بیکن نظام های حرکتی نیروهایی هستند که می توانند دیگر شکل ها و نیروهای پیرامون خود را تحت تاثیر قرار داده و سازماندهی کنند مانند مسیر حرکت جشن آتنا. بیکن در تبیین نظام های حرکتی توجه به سه مفهوم رابطه توده و فضا، تداوم تجربه و تداوم های زمانی را ضروری می داند. و باور داشت نظام های حرکتی باید در دنیای امروز باز تعریف شوند.

او همچنین از نیروی ساماندهنده دیگری به نام –مجرای قائم فضا– نام می برد. به این معنی که هر ساختمان با ارزش با بردارهای نیرویی روبروست که بر سازماندهی فضای روبروی آن تاثیر می گذارد. در واقع نیروهایی هستند که از راه توده در فضا پدیدار می شوند. بیکن مجموعه ای از این عوامل (یعنی نظام های حرکتی و مجرای قائم فضا (بردارهای نیرو)) را باعث شکل گیری هماهنگ ساختار بنیادین طرح می شمارد و در این میان نظام های حرکتی را مهم تر می شمارد. (پس می توان بیکن را یک ساختارگرا دانست) ادموند بیکن همچنین به عامل زمان در طرح های شهری اشاره می کند و اصل –نفر دوم– را مطرح می کند به این معنی که طراح دوم در رویارویی با طرح طراح نخست باید تصمیم بگیرد که هماهنگ با طرح پیشین طراحی کند یا ساختار طرح پیشین را به هم بزند. مثال: میدان دلاسانتیسیما آنتونیاتسا در فلورانس، ساختمان پرورشگاه: طراح اول فیلیپو برونلسکی که تاقگانی در جلوی ساختمان بنا کرد، طراح دوم: میکلوتتسی که هماهنگ با طرح قبلی ادامه داد. طراح بعدی: سانگالو که او هم در امتداد طرح های قبلی دست به طراحی زد.

ادموند بیکن معتقد است که این ساختار طرح است که تعیین می کند اجزا چگونه در پیوند با هم و در خدمت کل، شکل گرفته و گسترش یابند. او معتقد است برای حفظ وحدت و پدید آمدن هماهنگی میان آنها، فرم شهر باید از دل ساختار برآید. او پیوند میان فرم و ساختار و بیان معمارانه را پایه طراحی می داند. به باور بیکن ساختار طرح از آن همه است و بیان معمارانه از آن معمار.

بیکن اعتقاد داشت معماری نه برای نگاه کردن به آن بلکه برای بودن در آن زاده شده است و از همین روی بر –دید ناظر– بیش از دید پرنده تاکید دارد و از همین روی اعتقاد دارد عنصر مسلط در طراحی باید خط آسمان باشد. ادموند بیکن نگاه طراحان به طراحی را به دو رویکرد بزرگ –برون مکانی– و –درون مکانی– تقسیم می کند. در برون مکانی ساختمان تحت تاثیر فضای بیرون و ساختار شکل می گیرد در واقع رویکرد برون مکانی از رویارویی سه مولفه –فضا، حرکت و فرم– پدید می آید. بیکن معتقد است طراحی راستین باید در بر دارنده هر دو اندیشه برون مکانی و درون مکانی باشد. او معتقد است یک طرح بزرگ، هنگامی آفریده می شود که عناصر درک، بازنمایی و تحقق را با هم و هماهنگ داشته باشد.

اثر انباشت در موفقیت یا شکست

برخی از مزایای الگوی اقدامات کوچک، مستمر و همیشگی که در هر زمینه ای منجر به اثر انباشت در موفقیت یا شکست می شوند عبارتند از:

  • قابلیت شروع از اینجا و اکنون
  • نیاز به کمترین امکانات و منابع
  • پائین آوردن ریسک شکست
  • پائین آوردن اثرات غیر قابل جبران شکست
  • امکان یادگیری همیشگی از شکست ها
  • توسعه متوازن و متعادل در همه جنبه ها نه به صورت تک بعدی در یک زمینه
  • برداشتن قدم های مستحکم در مسیر، چرا که هر قدم بر پایه موفقیت های قبلی استوار است و نه بر روی وهم و سراب
  • امکان خلق نتایج واقعی و ملموس، هر چند کوچک اما به سرعت
  • قابلیت رشد تصاعدی نتایج بر اثر انباشت به مرور زمان

این الگو مشابه نگرش کایزن ژاپنی برای کار و زندگی است.

در ادامه چند نمونه از کاربست الگوی اقدامات کوچک به منظور دستیابی به اثر انباشت در زمینه های مختلف را بیان می کنم.

ورزش

بارز ترین نمونه های اقدامات کوچک و اثر انباشت را می توان در زمینه های ورزشی گوناگون پیدا کرد. وزنه برداری که وزنه های بسیار سنگین را بالا می برد همان شخصی است که روز اول از سبک ترین وزنه های شروع کرده است. فوتبالیستی که بیشترین اعتبارات و جوایز را برنده می شود شخصی است که سالها به طور مرتب و روزانه مشغول تمرین است. شاید کسب دستاوردهای بزرگ به دنبال اقدامات کوچک و مسمتر در هیچ زمینه ای به اندازه ورزش واضح و آشکار نباشد.

انباشت سرمایه

مشکل بسیاری از مردم در زمینه سرمایه گذاری اینست که صبر ندارند و موفقیت می خواهند؛ بزرگ، آنی و بدون پرداختن بهای آن. اما مانند تمامی زمینه های دیگر، موفقیت مالی منوط به انباشت سرمایه است و انباشت سرمایه بیش از آنکه از طریق ارث، قرعه کشی، اتفاق بزرگ یا حتی دزدی امکان پذیر باشد (البته که منظورم سرمایه حلال، کسب شده از راه حلال است و گرنه متاسفانه هر خواننده ای مثالهای نقص این موضوع را هر روز در کشور مشاهده می کند!)، از طریق سرمایه گذاری های صحیح، کوچک، پیوسته و در راستای یک برنامه مشخص امکان پذیر است. همه ما مثل “قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود” را شنیده ایم. من مثال ها و الگوهای فراوانی از این چارچوب فکری و اقدامات مربوط به آن را در کتاب گامهای پرقدرت به سوی ثروت؛ اصول موفقیت سرمایه گذاری در بازار ایران ارائه کرده ام.