کلارنس آرتور پری Clarence Arthur Perry

کلارنس آرتور پری Clarence Arthur Perry

مقاله ای که باعث شهرت کلارنس پری شد و نظرات وی را در مورد واحد همسایگی Neighborhood unit شرح می داد، مقاله ” محله و برنامه ریزی محلی ” بود. کلارنس پری تنها به حل مسئله مسکن و جنبه های فنی آن نمی اندیشید بلکه هدفی اجتماعی تر را در سر می پروراند. ” واحد همسایگی” نظریه ای است درباره ” تشویق زندگی جمعی از راه نقشه ای سنجیده و خردمندانه “. پری به دنبال شرایط کالبدی ای بود که بتواند زندگی اجتماعی شهروندان را تضمین نماید.

پری پس از کاوش های فراوان به این نتیجه رسید که یکی از مهم ترین عناصر ارتباط دهنده همسایگان ” مدرسه ” است زیرا کوکان را حلقه آشنایی بزرگسالان می دانست. او بیشترین طول و عرض محله را در صورتی که مدرسه در مرکز قرار گیرد ۸۰۰ متر در نظر گرفت (مسافت مناسب برای پیاده روی کودکان) که در این صورت محله وسعتی برابر ۴/۶ هکتار را در بر می گرفت.

کلارنس آرتور پری به دنبال ایجاد خودیاری و خودکفایی در محلات بود و باور داشت که نیازهای روزانه ساکنین باید در درون محلات تامین گردد و از همین روی معتقد بود که نهادهای خدمات رسانی دیگر نیز باید کنار مدرسه در مرکز محله مکان یابی گردند.

او همچنین معتقد بود کاربری های که شعاع عملکرد وسیع تری دارند و افراد زیادی به آنها از محلات گوناگون مراجعه می کنند در مرکز محلات مکانیابی نشوند و بهتر است که در تقاطع چند محله قرار گیرند ؛ از جنله سینماها و انجمن های برادری و ..

برنامه ریزی محیط زیست

تقسیم‌ بندی مقوله های برنامه ریزی زیست محیطی

امروزه مفاهیم محیط شناسی دامنه ای گسترده‌ یافته است، به طوری که تقریباً برای هر نوع فعالیت ذهنی یا عینی آدمی، محیط خاص آن مقوله را مطرح می کنند. از آن جمله می توان محیط روانی، محیط اقتصادی، محیط فرهنگی، محیط سیاسی، محیط آموزشی و بسیاری دیگر از این قبیل را برشمرد. بدیهی است که هر یک از این مفاهیم در جای خود از مشروعیت تامی برخوردارند. اما، در اینجا به خاطر حفظ جنبه های کاربردی مفاهیم محیط زیست، تقسیم بندی سنتی محیط زیست را به کار خواهیم برد. از آنجا که تقسیم بندی از ماهیتی فراگیر برخوردار است، تقسیم بندی خردتر را نیز زیر پوشش قرار می دهد. بر این اساس در مفهوم کلی «محیط زیست». سه نوع «محیط» قابل تشخیص است، که عبارتند از: محیط طبیعی، محیط اجتماعی، و محیط انسان ساخت.

البته باید همواره توجه داشت که تفکیک محیط زیست به محیط های مختلف، صرفاً در قلمرو نظری میسر بوده، و در عالم واقع هرگز محیط های جداگانه ای وجود ندارد. در جهان هستی هیچ پدیده حیاتی نمی تواند به صورت مجرد و فارغ از سایر پدیده های حیاتی بروز کند. از این رو، هرگاه صحبت از محیط های مختلف به میان می آید، همواره باید به این واقعیت توجه کرد که این تقسیم بندی تنها به خاطر ضرورت های عملی (کاربردی) انجام می گیرد.

 

۱- محیط طبیعی

محیط طبیعی عبارت است از بخشی از محیط زیست که ساخته و پرداخته انسان نباشد. بر این مبنا، جنگل ها، درخت زارها، علف زارها، دریاها، رودخانه ها، و در مجموع کلیه چشم اندازهای طبیعی محیط طبیعی را تشکیل می دهند.

عوامل تشکیل دهنده محیط طبیعی را می توان به دو گروه عوامل بی جان و عوامل جاندار (عوامل غیرآلی و آلی) تقسیم کرد:

الف) عوامل بی جان

۱ـ اقلیم و عوامل اقلیمی؛

۲ـ ساخت زمین‌شناختی؛

۳ـ منابع آب های سطحی و زیرزمینی؛

۴ـ ساخت خاک شناسی؛

۵ـ ساخت توپوگرافی

ب) عوامل جاندار

۱ـ روش طبیعی؛

۲ـ حیات وحش؛

به این ترتیب در هنگام تحلیل هر چشم انداز طبیعی، باید کلیه عوامل یادشده را مورد توجه قرار داد. البته توجه به این عوامل تنها به معنای شناخت و تهیه آرشیو اطلاعاتی برای هر یک از آنها نیست. در یک چشم انداز طبیعی عوامل نامبرده به صور مختلف با یکدیگر ترکیب می یابند، هر یک دیگری را تحت تأثیر قرار می دهد، و در نهایت واحدی طبیعی را به وجود تنظیم اند که، مثلاً، چشم انداز بیابانی، استپی، کوهستانی، تالابی و مانند اینها نامیده می شود. معمولاً برای بررسی چشم اندازهای طبیعی از علم «اکولوژی چشم اندازهای طبیعی» بهره می گیرند.

آنچه امروزه محیط طبیعی نامیده می شود، هرگز طبیعت ناب، به مفهوم آن چشم انداز ابتدایی نیست که دامنه و عمق دخالت های آدمی در آن تأثیری اندک برجای گذاشته است. امروزه محیط طبیعی چیزی جز بقایای بسیار ناچیز طبیعت ناب. و نیز بخش‌هایی از طبیعت نیست، که از سوی آدمی مورد بهره‌برداری قرارگرفته و سپس به حال خود رها شده است.مخصوصاً در سرزمینی چون ایران که قدمت زندگی انسان در پهنه آن به چندین هزاره پیش از میلاد می رسد، طبیعت مشکل می تواند بکر و دست نخورده باقی مانده باشد.

۲- محیط اجتماعی

محیط اجتماعی که در مفهوم وسیع تر به آن سپهر اجتماعی می گویند، عبارت است از جامعه ای که انسان در آن زیست می کند، به اضافه نهادهای اجتماعی که امور مختلف جامعه را سازمان می دهند. محیط اجتماعی از خانواده شروع می شود و همسایگان، همکاران، جامعه شهری و روستایی را در بر می گیرد و دامنه آن به ملت و دولت کشیده می شود. هرگاه روابط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی موجود بین کشورهای مختلف نیز مد نظر قرار گیرد و به این واقعیت توجه شود که هر یک از این روابط می تواند به نحوی بر زندگی جامعه تأثیر گذارد، در این صورت می توان دامنه محیط اجتماعی را بسیار فراتر از مرزهای ملی دانست.

تعریف مدیریت استراتژیک

تعریف مدیریت استراتژیک

عبارت است از فرایند تضمین دستیابی سازمان به فواید ناشی از به کارگیری استراتژی های سازمانی مناسب، هم چنین هنر و علم فرمول بندی، اجرا و ارزیابی تصمیمات چند بعدی با تاکید بر یکپارچه ­سازی عوامل مدیریت، بازاریابی امور مالی، تولید یا خدمات، تحقیق و توسعه، سیستم های اطلاعاتی و غیره جهت رسیدن به اهداف سازمانی را مدیریت استراتژیک نامند، بنابراین یک مدیر استراتژیست باید به برنامه ­ریزی و کنترل بپردازد و دارای تفکر استراتژیک خلاق باشد، مدیران استراتژیست بایستی درک صحیحی از استراتژی داشته و تسلط کافی از مفاهیم کلاسیک و فرایند و مدل های مختلف آن داشته باشند، در ابعاد تصمیم گیری استراتژی نیز مدیران استراتژیست تحلیلگر خوبی از داده­ ها و اطلاعات درونی و بیرونی هستند و به موقع قادر به تصمیم گیری مثبت می باشند.

از آنجا که رویکرد استراتژی یک رویکرد جامع به تمامی عوامل موثر در ایجاد حرکت سازنده سازمان است بنابراین گرایش مدیران به روش های اثربخش و هوشمند در اداره سازمان ها امری بدیهی است و مدیریت استراتژیک این امکان را به مدیران و کارگزاران می دهد که با شناسایی کامل از وضع جاری تصمیمات آینده ساز خود را با دقت و تأمل بیشتر و امیدوارانه تر اتخاذ نمایند.

در مدیریت استراتژیک این اقدامات جنبه حیاتی دارد :

درک چگونگی انتقال هدف ها به طرح های استراتژیکی

تشخیص میزان سرمایه گذاری

توان بخشی به سازمان های پژوهشی در زمینه­ های استراتژی و احیای ساختار شبکه های مطلوب

فراهم آوردن اطلاعات و تسهیلات اطلاعاتی

چگونگی تعیین اولویت های طرح ها، برنامه­ ها و پروژه­ ها

تعیین چگونگی سطح مطلوب تشتیبانی

آماده سازی نیروی انسان ، فن آوری ، پژوهش گران ، دانشمندان ، مدیران ماهر

استفاده از تجارت پیشگامان موفق