انواع برنامه ریزی

انواع برنامه ریزی

در این مطلب به معرفی برخی از انواع برنامه ریزی پرداخته می شود:

برنامه ریزی عمومی (general planning):

هدف اصلی این نوع برنامه ریزی، رسیدن به اهداف توسعه، رشد، رفاه و عدالت اجتماعی یا قدرت ملی و سیاسی است. این نوع برنامه‌ریزی معمولاً جنبه‌ای از فرایند مدیریت است. در این برنامه ها مجموع منابع و روش ها و ابزارهای ملی برای رسیدن به اهداف توسعه و رفاه، طی برنامه ریزی بلندمدت و کوتاه مدت تدوین می شود. همانند برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.

برنامه ریزی کالبدی (physical planning):

در فرهنگ آکسفورد و فرهنگ آمریکایی وبستر، واژه پلان (plan) به معنی طرح، برنامه، نقشه و روش یا به عبارتی ارائه کالبدی موضوع، همچون نقشه یا روش برای انجام کاری معنا شده است. برنامه ریزی کالبدی (از جمله برنامه ریزی شهری) به هر دو وجه برنامه نیاز دارد. هم برنامه ریزی به معنای عام و هم برنامه ریزی به معنی کالبدی. نکته مهم در خصوص برنامه ریزی شهری هم این است که برنامه ریزی شهری دارای هر دو جنبه برنامه ریزی کالبدی و غیر کالبدی است.

برنامه ریزی فضایی (spatial planning):

تلاش برای توزیع مکانی فعالیت ها و عملکردهای انسانی در پهنه زمین، برنامه ریزی مکانی یا فضایی نامیده می شود. برنامه ریزی فضایی وجه خاصی از برنامه ریزی فیزیکی یا کالبدی است. مفاهیم برنامه ریزی شهری، برنامه ریزی منطقه ای و آمایش سرزمین، در مفهوم کلی برنامه ریزی فضایی و فیزیکی می گنجند. برنامه ریزی فیزیکی چندبعدی و چند هدفی است.

بیانیه مأموریت چیست؟ تدوین بیانیه مأموریت سازمان

مأموریت سازمان چیست؟

مأموریت سازمان (Mission) شالوده دیگر عناصر برنامه راهبردی است. مأموریت سازمان عبارتی است که به سازمان هویت می ­بخشد و نقطه کانونی در شناخت هویت و فلسفه وجودی سازمان به شمار می ­رود. عبارتی که به تعریف مأموریت اصلی سازمان می ­پردازد، باید تصویری بکشد که همه کارکنان سازمان را راهبری کند(پهلوانیان، ۱۳۸۹، ۱۱۱).

دراکر می­ گوید طرح این پرسش که «فعالیت ما چیست؟» مترادف با این سؤال است که «مأموریت ما چیست؟» بیانیه مأموریت Mission Statement، جمله یا عبارتی است که بدان وسیله، قصد یک سازمان را از مقصود سازمانهای مشابه متمایز می­ نماید. مأموریت، بیان کننده «فلسفه وجودی» سازمان است. مأموریت سازمان در واقع تجلی چشم انداز در آیینه فعالیتهای سازمان است. به این ترتیب چشم انداز در یک سطح بالاتر از مأموریت، پایه شکل گیری مأموریت سازمان است. مأموریت بر کسب و کار حال حاضر توجه دارد و محصولات، خدمات، مشتریان و فرایندهای کاری کلیدی را توصیف می ­کند. قلّه ­ای را ترسیم می ­کند که شرکت پس از گذشت یک دوره از فرایند برنامه ­ریزی استراتژیک (معمولاً ۵ ساله) به فتح آن نایل آید (سیروس،۱۳۹۰ ،۱۱۶).

مورد بحث قرار دادن سوالات استراتژیک بدون مشخص کردن رسالت سازمان بسیار دشوار است. رسالت در واقع بیانیه ­ای است که دلیل وجودی سازمان را به تفصیل مشخص می­ سازد. بیانیه رسالت سازمان های مختلف از نظر اندازه متفاوت­ اند برخی فقط چند خط و بعضی دیگر چند صفحه هستند. با آن که بسیاری از سازمان ها بیانیه رسالتی برای کل سازمان تدوین کرده اند، واحدهای کسب و کار مستقل و بخشهای اجرایی، از بیانیه رسالتی که مشخص کننده دلیل وجودی آنها باشد بی­ بهره ­اند. هم چنین مدیران، سرپرستان و کارکنان الزاماً آشنایی دقیقی از رسالت واحدهای خود ندارند. چنانچه کارکنان درک مشخصی از علت وجودی یک واحد یا بخش نداشته باشند، آگاهی از سنخیت اقدامات آنها با خواسته­ های سازمان بسیار دشوار است. مباحث نظر بر عدم ضرورت تلاش جهت تدوین بیانیه رسالت چنین عنوان می شود که ((تمامی آنها (بیانیه ها) شبیه به هم هستند)) یا ((بیانیه ­های رسالت آن چنان کلی­ اند که نمی ­توانند جهت گیری خاصی برای افراد فراهم سازند)) (پهلوانیان، ۱۳۸۹، ۳۹).

سازمانها برای بقای خود، دلیل و هدف منحصر به فردی دارند. این انحصار، در بیانیه مأموریت سازمان منعکس می­ گردد. بیانیه مأموریت، پاسخی مختصر، اما صحیح و مناسب به این سوال است که کسب و کار ما چیست؟ پاسخ موثر و آگاهی دهنده به این سوال، کاردانی سازمان را به اثبات می رساند و باعث القای اطمینان می ­شود. بیانیه مأموریت منعکس کننده اعتقادات مدیران، مالکان و سهامداران می باشد در رابطه با آنچه که سازمان است. بیانیه مأموریت سازمان را می توان به عنوان مجموعه­ ای از ارزشها، عقاید و هنجارهای رفتاری مشترک میان اعضا دانست که عملکرد و رفتار آنان را تحت تأثیر قرار می ­دهد(حقیقی، ۱۳۸۹).

بعضی از محققان عقیده دارند بیانیه مأموریت تنها یک مفهوم صرف نیست، بلکه بسته ای است که شامل اجزایی مانند: هدف مالی، حیطه جغرافیایی و مزیت رقابتی می ­باشد.(Forbes & Seena, 2006: 412)

بیانیه مأموریت، نقطه شروعی برای تداوم هدف است، زیرا تلاش می کند فرایند سازمانی را با استراتژی کسب و کار تلفیق کند. نهایتاً، برای متحد کردن استراتژی با فرهنگ سازمانی ارائه می شود؛ فرآیندی که «کمپل» به عنوان القای حس مأموریت در ذهن و قلب کارکنان توصیف کرده است، این حس که آنها چه چیز متفاوتی در دنیا ایجاد می کنند .(Greengarten et al., 1994: 38) بیانیه مأموریت باعث بالا بردن حس انتظارات مشترک بین کارکنان و انتقال یک تصور عمومی از شرکت به کلیه ذینفعان می­ شود (Analoui & Karami, 2002 )، همچنین توافق نظر در مورد هدف را در همه سطوح سازمان فراهم کرده و همه افراد را تحت شعار رایج سازمان دور هم جمع می ­کند و از طریق ایجاد مجموعه ای از ارزشهای سازگاربا اهداف مشترک شرکت و درک از اهداف خرد و کلان شرکت در کارکنان منجر به افزایش تعهد آنان و در نتیجه منجر به دستیابی به سطوح بالاتر عملکرد سازمانی می شود