فضای سبز شهری

فضای سبز شهری

بر اساس اصل ۵۰ قانون اساسی، حفاظت محیط‌ زیست که نسل امروز و نسل های بعدی باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی می شود. قانون شهرداریها نیز از جمله قوانین دیگری در این زمینه و واگذاری مسئولیت فضای سبز شهری به شهرداری است؛ قوانین دیگری هم در این زمینه وجود دارد:

قانون نوسازی و عمران شهری مصوب ۱۳۷۴، آئین‌نامه جلوگیری از آلودگی آب مصوب ۱۳۶۳، لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهر‌ها مصوب ۱۳۵۹٫

ماده ۵۵ قانون شهرداری در یکی از بندها، ایجاد و نگهداری فضای سبز عمومی را از جمله وظایف شهرداری می داند. بر اساس این قانون، ایجاد باغ های عمومی که همان فضای سبز دارای بازدهی اجتماعی و نیز حفظ و نگهداری و نظارت بر نحوه استفاده از فضاهای یاد شده است، بر عهده شهرداری هاست.

بر اساس ماده ۱ قانون نوسازی و عمران شهری هم، ایجاد خیابانها، میدانها و باغهای عمومی از وظایف شهرداری است. پس از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۹، لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهر‌ها، به تصویب رسید که بر اساس ماده ۱ قانون مزبور، قطع درختان ممنوع اعلام شد.

– مصوبه ۱۳۶۹ شورای عالی شهرسازی و معماری، ضوابط تأمین فضای سبز کنار اتوبان‌ها و بزرگراه‌ها و معابر درجه ۱ و ۲، که بر اساس آن طرفین کلیه خیابانها و بزرگراه های داخل محدوده قانونی در کلیه‌ شهر‌های کشور به عمق ۱۰ متر و تا انتهای محدوده ملکی و حداکثر ۳۰ متر به کاربری های سبز عمومی شهر اختصاص یابد.

در کلیه‌ شهر‌هایی که بر اساس سر شماری سال ۱۳۶۵، بیش از ۳۰۰ هزار نفر جمعیت دارند، زمین ها، باغ ها و مزارع موجود در اطراف معابر درجه ۱ و ۲ شهری به عمق حداقل ده متر و تا انتهای محدوده ملکی و حداکثر ۳۰ متر برای تبدیل شدن به فضای سبز عمومی در نظر گرفته می شود.

تغییر یا ثبات؟ مسئله اینست!

الگوی برخورد مدیریت کارآفرینانه با محیط پیچیده و دارای عدم قطعیت

در کارآفرینی و مدیریت کسب و کار، محیط بر سایر عوامل اصالت دارد. به این معنی که ما هدف، استراتژی، برنامه، منابع، مهارت و … خوب و بد نداریم، بلکه خوب و بد بودن تمام اینها در چارچوب کارایی و اثربخشی­ شان در پاسخ به محیط کسب و کار (شامل فرصت­ های محیطی، نیازهای پنهان و آشکار مشتریان، کسب منفعت، حفظ و بقای سیستم کسب و کار، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، قوانین و ضوابط اقتصادی-سیاسی و …) تعریف می­ شوند. این محیط همواره در حال تغییر است. این تغییرات به قدری زیاد است و متغییرهای اثر گذار آنقدر متعدد و ناشناخته اند که عملاً ما امروز در محیطی پیچیده و از عدم قطعیت حاضر و مشغول به فعالیت هستیم. (برای مطالعه بیشتر درباره الگوهای اقدامی در محیطی های پیچیده و با عدم قطعیت مقاله چارچوب کانوین را مطالعه کنید) بنابراین نمی ­توان در مقابل این تغییرات بی­تفاوت و نظاره­ گر باقی ماند. ازینرو در مدیریت کارآفرینانه ما باید به دنبال تغییر در عین ثبات باشیم! چیزی که از آن به عنوان “تعادل پویا” یا “ناپایداری محدود شده” یاد می­ شود. برای توضیح بیشتر این مفهوم خوب است که به حالت­های مختلف “آشوب سازمانی” که در نظریه آشوب مطرح می­ شوند نگاهی بیاندازیم.

نظریه آشوب Chaos Theory که از آن به عنوان نظریه نظم در بی ­نظمی نیز یاد می­ شود، به ارزیابی باخوردها و اثرات محیط بیرون بر سیستم ­های سازمانی تأکید دارد. این نظریه می­ گوید در میان الگوها و رفتارهای به ظاهر تصادفی پدیده ­های مختلف، نوعی الگوی نظم وجود دارد که باید شناخته و درک شود. به همین منظور سه حالت مختلف از آشوب­ های سازمانی تعریف می ­شوند که در ادامه به آنها می پردازم.