تغییر یا ثبات؟ مسئله اینست!
الگوی برخورد مدیریت کارآفرینانه با محیط پیچیده و دارای عدم قطعیت
در کارآفرینی و مدیریت کسب و کار، محیط بر سایر عوامل اصالت دارد. به این معنی که ما هدف، استراتژی، برنامه، منابع، مهارت و … خوب و بد نداریم، بلکه خوب و بد بودن تمام اینها در چارچوب کارایی و اثربخشی شان در پاسخ به محیط کسب و کار (شامل فرصت های محیطی، نیازهای پنهان و آشکار مشتریان، کسب منفعت، حفظ و بقای سیستم کسب و کار، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، قوانین و ضوابط اقتصادی-سیاسی و …) تعریف می شوند. این محیط همواره در حال تغییر است. این تغییرات به قدری زیاد است و متغییرهای اثر گذار آنقدر متعدد و ناشناخته اند که عملاً ما امروز در محیطی پیچیده و از عدم قطعیت حاضر و مشغول به فعالیت هستیم. (برای مطالعه بیشتر درباره الگوهای اقدامی در محیطی های پیچیده و با عدم قطعیت مقاله چارچوب کانوین را مطالعه کنید) بنابراین نمی توان در مقابل این تغییرات بیتفاوت و نظاره گر باقی ماند. ازینرو در مدیریت کارآفرینانه ما باید به دنبال تغییر در عین ثبات باشیم! چیزی که از آن به عنوان “تعادل پویا” یا “ناپایداری محدود شده” یاد می شود. برای توضیح بیشتر این مفهوم خوب است که به حالتهای مختلف “آشوب سازمانی” که در نظریه آشوب مطرح می شوند نگاهی بیاندازیم.
نظریه آشوب Chaos Theory که از آن به عنوان نظریه نظم در بی نظمی نیز یاد می شود، به ارزیابی باخوردها و اثرات محیط بیرون بر سیستم های سازمانی تأکید دارد. این نظریه می گوید در میان الگوها و رفتارهای به ظاهر تصادفی پدیده های مختلف، نوعی الگوی نظم وجود دارد که باید شناخته و درک شود. به همین منظور سه حالت مختلف از آشوب های سازمانی تعریف می شوند که در ادامه به آنها می پردازم.