الگوی برخورد مدیریت کارآفرینانه با محیط پیچیده و دارای عدم قطعیت

در کارآفرینی و مدیریت کسب و کار، محیط بر سایر عوامل اصالت دارد. به این معنی که ما هدف، استراتژی، برنامه، منابع، مهارت و … خوب و بد نداریم، بلکه خوب و بد بودن تمام اینها در چارچوب کارایی و اثربخشی­ شان در پاسخ به محیط کسب و کار (شامل فرصت­ های محیطی، نیازهای پنهان و آشکار مشتریان، کسب منفعت، حفظ و بقای سیستم کسب و کار، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، قوانین و ضوابط اقتصادی-سیاسی و …) تعریف می­ شوند. این محیط همواره در حال تغییر است. این تغییرات به قدری زیاد است و متغییرهای اثر گذار آنقدر متعدد و ناشناخته اند که عملاً ما امروز در محیطی پیچیده و از عدم قطعیت حاضر و مشغول به فعالیت هستیم. (برای مطالعه بیشتر درباره الگوهای اقدامی در محیطی های پیچیده و با عدم قطعیت مقاله چارچوب کانوین را مطالعه کنید) بنابراین نمی ­توان در مقابل این تغییرات بی­تفاوت و نظاره­ گر باقی ماند. ازینرو در مدیریت کارآفرینانه ما باید به دنبال تغییر در عین ثبات باشیم! چیزی که از آن به عنوان “تعادل پویا” یا “ناپایداری محدود شده” یاد می­ شود. برای توضیح بیشتر این مفهوم خوب است که به حالت­های مختلف “آشوب سازمانی” که در نظریه آشوب مطرح می­ شوند نگاهی بیاندازیم.

نظریه آشوب Chaos Theory که از آن به عنوان نظریه نظم در بی ­نظمی نیز یاد می­ شود، به ارزیابی باخوردها و اثرات محیط بیرون بر سیستم ­های سازمانی تأکید دارد. این نظریه می­ گوید در میان الگوها و رفتارهای به ظاهر تصادفی پدیده ­های مختلف، نوعی الگوی نظم وجود دارد که باید شناخته و درک شود. به همین منظور سه حالت مختلف از آشوب­ های سازمانی تعریف می ­شوند که در ادامه به آنها می پردازم.