مدرنیته، مدرنیسم و تفکر مدرن
تفاوت مدرنیته و مدرنیسم
کلام مشترک میان سه مفهوم “مدرنیته“، “مدرنیسم” و “تفکر مدرن” واژه “مدرن” است که از لحاظ تاریخی به دوره رومیان باز می گردد. از نظر آنان این کلمه به معنای “تازه” بود.
اندیشمندان گوناگون، روزگار مدرن را به دوره های زمانی متفاوتی نسبت می دهند:
- عده ای فاصله زمانی بین رنسانس و انقلاب فرانسه را روزگار مدرن می نامند
- عده ای انقلاب صنعتی را آغاز مدرنیته می دانند
- و عده ای حد نهایی مدرنیته را میانه سده بیستم و حتی امروز می دانند.
به طور کی می توان گفت مدرن هر چیزی است که با سنت ها و تمدن های باز مانده از “سده های میانه” می جنگد.
مدرنیته دوران پیروزی خرد انسان بر باورهای ماورایی است و این خرد باوری همراه است با:
- سلطه تدریجی “جامعه مدنی” بر “دولت”
- سازمان یابی تازه تجارت و تولید
- رشد علوم و اکتشافات متنوع
به این اعتبار “مدرنیته” مجموعه ای است: فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فلسفی.
مدرنیته خارج از هرگونه دوره بندی تاریخی، ابتدا یک رویکرد عقلانی است و حرکتی پیوسته و اجتناب ناپذیر رو به جلو است.
تعریف مدرنیته: مدرنیته یعنی خرد باوری و تلاش برای بخردانه کردن هر چیز، پشت سر گذاشتن باورهای سنتی، ارزش ها و شیوه های زندگی کهن
مدرنیته یک رویکرد عمومی است و نو شدنی است که کسی عزم به نو کردن نداشته است (غفلت آلود است) اما مدرنیسم یک ایدئولوژی است و در پی جایگزین کردن مدرن به جای کهنه است در حالی که مدرن را برتر از کهنگی می داند.
با این تفاسیر می توان مدرنیسم را نمودی از مدرنیته دانست.