در این مقاله به بررسی کارکردها و ویژگی های تفکر استراتژیک می پردازیم؛

  • تفکر استراتژیک، سازمان را به سمت هدف گیری و هدف گرایی سوق می ­دهد.
  • تفکر استراتژیک، پرسش های ناگفته و پاسخ های نایافته را خلق و طرح می­ کند.
  • تفکر استراتژیک، سازمان را بر عوامل متمایز / ممتاز کننده متمرکز می­ کند.
  • تفکر استراتژیک، در هر رخداد و روندی، در جستجوی فرصت / منفعت های استراتژیک است.
  • تفکر استراتژیک، همیشه خاطره­ های متعددی از آینده را در ذهن سازمان ایجاد می­ کند.
  • تفکر استراتژیک، سازمان را به قاعده شکنی در سیستم خلق ارزش وا می­ دارد.
  • تفکر استراتژیک، دایره انتخاب ها و گزینه­ های پیش اوری سازمان را گسترش می­ دهد.
  • تفکر استراتژیک، سبب زایش و آزمایش ایده­ های جدید در سازمان است.
  • تفکر استراتژیک، بازی برد برد برد (برد چند جانبه) برای سازمان و ذینفعان طرح است.
  • تفکر استراتژیک، در جستجوی چرخه های زاینده و پاینده برای سازمان است.

سازمان هایی که تفکر استراتژیک ندارند به دنبال مسکن فوری هستند و به راه حل های کوتاه مدت و سرهم بندی شده که نهایتاً مسائل بیشتری به وجود می­ آورد نظر دارند. چنین سازمان هایی در برابر تغییرات علمی، تکنولوژیک، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نمی­توانند ادامه حیات دهند و از پای در می­ آیند (ایران نژاد پاریزی، ۱۳۷۳). تحقیقات نشان داده که تنها تعداد معدودی از مدیران به ویژه در کشورهای جهان سوم موفق به واکنش صحیح و به موقع در برابر این گونه تغییرات گردیده و توانسته­ اند نوع ساختار و پوشش درونی سازمان را متناسب با توانمندی مورد نیاز در برابر چالش ها و دگرگونی ها، سازمان بخشند.

برای هماهنگی با تغییرات روزافزون و گام برداشتن در جهت اهداف سازمانی نیاز به تغییر در روش تفکر و تحول ذهنی مدیران سازمان ها می­ باشد چرا که وقتی سازمان با مشکلات جدید مواجه می­ شود، راه­ حل های قدیمی کارایی خود را از دست می­ دهند (منصوریان، ۱۳۹۱). اومی در کتاب معتبر خود با عنوان “تفکر یک استراتژیست” چنین اظهار می­ دارد که اگر موضوعات اساسی را تشخیص ندهید، هر قدر به خود و کارمندانتان فشار روحی و فیزیکی وارد کنید سرانجام نتیجه ای جز سردرگمی و شکست حاصل نخواهد شد. در نهایت می­ توان گفت که تفکر استراتژیک در سطح کل سازمان عهد عمومی ایجاد می­ کند (برادران شرکاء،۱۳۸۶ و غفاریان و کیانی، ۱۳۸۷،B).