مفهوم زیبایی شناختی در معماری

مفهوم زیبایی شناختی در معماری

در معماری به عکس نقاشی زیبایی شناختی تنها عاملی نیست که باید مورد توجه قرار گیرد بلکه یک معمار باید اجبارها و محدودیت های زیادی را نیز در نظر داشته باشد مثل ساختار مقاومت مصالح، قابلیت استفاده، مسائل مالی و… . البته علی­رغم این اجبارها همواره آن قدر آزادی باقی می ماند که شخصیت کسی که خالق ساختمان بوده است خود را نشان بدهد و مخلوق او علی‌رغم تمام اجبارهای فنی می تواند یک اثر حقیقی و اصیل هنری باشد.

لغت زیبایی شناختی (استتیک) در اصل یونانی است و به معنی ادراک است. علم زیبایی شناختی به معنی وسیع کلمه به بررسی و روش های احساسی محیط و موقعیت فرد در داخل آن می پردازد. از قرن ۱۸ مفهوم زیبایی بیشتر جنبه روان شناسانه به خود گرفت. پیتراسمیت معتقد به سه سطح برای ارزش های زیبایی‌شناختی است.

تغییرات در زیبایی شناسی بر اساس بافتی خاص انجام می شود که قابل قیاس با تغییرات آب در اقیانوس هاست در این قیاس امواج ریزسطحی و نمایانگر مد هستند و امواج بزرگتری که حمل کننده امواج بالایی هستند نمایانگر سبک ها در دوره های مختلف فرهنگی و در زیر تمامی این امواج ارزش های بنیادی زیباشناختی هستند که به آرامش در تغییر هستند. بیشترین تغییر در سطح مد انجام می‌شود. در فاصله های کوتاه زمانی چیزی جای چیزهای قبلی را می گیرد و باعث تغییر سلیقه نیز می گردد.

زیبایی

بر اساس نظریه اطلاعات یک پیام زمانی زیبایی را القاء می کند که پرت اطلاعاتی کافی داشته باشد. باید مقدار پرت اطلاعاتی آنقدر باشد که میزان بداعت آن، یعنی محتوای زیباشناختی آن، از حداکثر دریافت‌ ذهنی یعنی ۱۶ بیت در ثانیه کمی بیشتر باشد. از این طریق گیرنده مجبور به تشکیل طرح واره است و به این ترتیب ذهن اجباراً خود را معطوف به ادراک بالاتری می کند. ارضای حس زیبایی شناسی، لااقل تا حدی، زمانی به دست می آید که ذهن در مجموعه ای از تحریکات ظاهراً غیرمنظم و مغشوش موفق به کشف یک نظم نسبی گردد.

دسته بندی سیستم های بولدینگ و جایگاه مدیریت و کسب و کار

دسته بندی سیستم های بولدینگ و جایگاه مدیریت و کسب و کار

آقای کِنِت بودلینگ Kenneth Ewart Boulding، اقتصاددان، فعال علوم اجتماعی، فیلسوف میان­ رشته ­ای و یکی از بنیان­گذاران نظریه عمومی سیستم ­ها، با در نظر گرفتن قواعد و ضوابطی عمومی انواع سیستم­ های موجود در جهان را بر اساس پیچیدگی آنها در نه سطح طبقه­ بندی می­ کند. به گونه ­ای که هر چه از سطح یک به سطح نُه نزدیک­ تر شویم، میزان پیچیدگی سیستم­ ها افزایش پیدا می­ کند. سطوح نه­ گانه دسته بندی سیستم های بولدینگ به قرار زیر است:

دسته بندی سیستم های بولدینگ Kenneth Ewart Boulding انواع سیستم­ ها و جایگاه مدیریت و کسب و کار | علی خادم الرضا معلم مولف و مشاور کارآفرینی و مدیریت کسب و کار

Kenneth Ewart Boulding

سطح اول؛ سیستم­ های ساخت یا دارای ساختار ایستا Structure or Framework

این سیستم ­ها که آن را چارچوب نیز می­ نامند از قوانین و قواعد استاتیک و ثابت استفاده می­ کنند و تمام سطوح بالاتر تابع قواعد این سطح قرار دارند. حتی انسان­ ها و موجودات زنده نیز در برخی از ابعاد وجودی خود تابع این قوانین قرار دارند. برخی از نمونه­ هایی که در این سطح از سیستم ­ها قرار می­ گیرند عبارتند از نمودار سازمانی، نقشه، سازه یک آسمانخراش، اسکلت موجودات، اتم، علم جغرافیا و …

سطح دوم؛ سیستم­ های متحرک یا پویای ساده

این سیستم­ ها اصطلاحاً سیستم­ های ساعت گونه Clockwork هستند و تابع قوانین دینامیک Dynamics قرار دارند. این سیستم ­ها دارای حرکات ساده و از قبل قابل برنامه­ ریزی و قابل پیش­بینی هستند. مانند حرکات و رفتار ستارگان و اجرام آسمانی، ماشین­ های ساده ای مانند دوچرخه، ساعت و قرقره و … . علوم فیزیک، شیمی و اقتصاد با تمامی عظمت و شگفتی که دارند، در این سطح از سیستم­ ها جای می­ گیرند.

سطح سوم؛ سیستم­ های بازخور یا سایبرنتیک Cybernetic

تفاوت این سیستم ­ها برای انواع سیستم ­های سطوح قبلی، قابلیت خودکنترلی، خودنظمی و حفظ تعادل آنها بر مبنای اهداف تعیین شده است. این سیستم ­ها هدف­ جو هستند اما خودشان نمی ­توانند اهدافشان را تعیین کنند و ازینرو اهدافشان باید از بیرون برایشان تعیین شود. به عنوان مثال ترموستات به عنوان ساده­ ترین مصداق سیستم ­های سطح سوم قادر است دمای آب یا هوای محیطی را بر مبنای عددی که روی آن تنظیم شده کنترل نماید. موشک­ های قاره ­پیما و سیستم­ های هدایت­ شونده خودکار نیز جز سیستم ­های این سطح هستند.

سطح چهارم؛ سیستم ­های تک یاخته­ ای Cell

این سیستم ­ها دارای ساختار نگهدارنده هستند و به عنوان اولین سطح از سیستم ­های باز تلقی می­ شوند. سیستم­ های تک یاخته ­­ای یا سلولی آغاز حیات و مرز جدایی موجودات زنده از جمادات هستند. این سیستم­ ها با ارتباط با محیط اطراف خود می ­توانند منابع مورد نیازشان را دریافت کرده و از خود نگهداری کنند. همانطور که بیان شد، با افزایش سطح سیستم ­ها بر میزان پیچیدگی آنها افزوده می ­شود. به همین جهت می­توان گفت که پیچیدگی بین موجود تک سلولی از یک موشک قاره ­پیما بیشتر است، چرا که زنده است، خودکفاست، قابلیت تولید مثل و رشد دارد.

سطح پنجم؛ سیستم­ های گیاهی یا تکاملی رستنی

مشخصه اصلی این سیستم­ ها تقسیم کار بین سلول­هاست. در این سیستم­ها شکل تازه­ ای از تقسیم کار وجود دارد. به عنوان مثال در یک گیاه ریشه، برگ، ساقه و … هر کدام وظیفه و کارکرد مخصوص خود را دارند. دوره زندگی این سیستم­ ها به صورت تکوینی و از قبل برنامه ­ریزی شده است. بنابراین کشاورزان می ­دانند یک بذر خاص به چه نوع آب و هوا، خاک، شرایط نگهداری، زمان کاشت، داشت، برداشت، مراقبت ضد آفت و … نیازمند است. همچنین آنها می ­دانند در شرایط معین و با استفاده از روش ­های مشخص از هر نوع بذر چه مقدار محصول می ­توانند برداشت کنند.

سطح ششم؛ سیستم­ های حیوانی

حیوانات قابلیت تحرک دارند و از میزانی از آگاهی بهره ­مند هستند. آنها از طریق گیرنده ­های حسی و سیستم عصبی و مغز خود به محرک­ های بیرونی پاسخ می ­دهند، می ­توانند به دنبال اهداف خود رفته و در مقابل تغییر شرایط رفتار خود را تغییر دهند. انواع حیوانات به عنوان موجودات زنده و علومی مانند جانورشناسی و پزشکی در این سطح از دسته­ بندی سیستم ­ها جای می­ گیرند.

سطح هفتم؛ انسان

ویژگی اصلی و متمایز کننده انسان­ها به نسبت تمامی موجودات سطوح قبلی برخورداری از خودآگاهی هوشیارانه Self-consciousness است. گیرنده ­های اطلاعاتی در این سطح از سیستم ­ها به حد تکامل خود رسیده ­اند. انسان­ها می­ دانند و می ­دانند که می ­دانند. انسان می ­داند که زنده است و می ­داند که در آینده خواهد مرد. به همین جهت انسان­ها دارای شعور، بصیرت، دانش نسبت به خود و محیط اطرافشان هستند. آنها قادرند بُعد زمان را درک کرده و در آن تفکر کنند، گذشته، حال و آینده را بشناسند، برنامه ­ریزی نمایند، زبان و فرهنگ خلق نمایند، نمادها را بشناسند و از طریق آنها دنیای اطراف خود را درک کنند. انسانها ابزار تولید می­ کنند و از این ابزارها در راستای اهدافشان استفاده می­ نمایند. حیات انسانی و علومی مانند روانشناسی و… در این سطح قرار می ­گیرند.

سطح هشتم؛ سیستم­های اجتماعی Social Systems

سیستم ­های اجتماعی سیستم ­های بازی هستند که از دو یک چند انسان با نقش­ه ای مشخص در کنار یکدیگر تشکیل می ­شوند. در این سیستم­ ها مجموعه­ ای از نقش­ها و وظایف از طریق استانداردها و روش­های معین در کنار یکدیگر قرار گرفته و کارکرد دارند. به عنوان مثال شخصی نقش پدر را ایفا می­ کند، شخصی معلم، شخص دیگر مدیر، دیگری نگهبان و … . همچنین یک شخص می ­تواند در آن واحد دارای چندین نقش مختلف در چندین سیستم متفاوت باشد. سیستم ­های سطح هشتم پیچیده ­ترین سیستم­های شناخته شده توسط بشر هستند و موضوع اصلی سازمان و مدیریت را تشکیل می ­دهند. نمونه ­های این سیستم ­ها مواردی مانند خانواده، کسب و کار، انواع سازمان­ها، شهرها، کشورها، دولت­ها و … را شامل می شوند.

سطح نهم؛ سیستم­ های متعالی و فوق طبیعی Transcendental

این سطح از دسته بندی سیستم های بولدینگ موارد ناشناخته ای را شامل می ­شود که ما انسان­ها از درک آن با ابزارهای علمی و گیرنده ­های حسی و عقلی عاجز هستیم. مواردی مانند متافیزیک و ماوراءطبیعت، فرشتگان، برخی از موارد زیبایی شناختی و … . حوزه ­های مطالعاتی مانند فلسفه و الهیات در این سطح قرار دارند.

فضای سبز شهری

فضای سبز شهری

بر اساس اصل ۵۰ قانون اساسی، حفاظت محیط‌ زیست که نسل امروز و نسل های بعدی باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی می شود. قانون شهرداریها نیز از جمله قوانین دیگری در این زمینه و واگذاری مسئولیت فضای سبز شهری به شهرداری است؛ قوانین دیگری هم در این زمینه وجود دارد:

قانون نوسازی و عمران شهری مصوب ۱۳۷۴، آئین‌نامه جلوگیری از آلودگی آب مصوب ۱۳۶۳، لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهر‌ها مصوب ۱۳۵۹٫

ماده ۵۵ قانون شهرداری در یکی از بندها، ایجاد و نگهداری فضای سبز عمومی را از جمله وظایف شهرداری می داند. بر اساس این قانون، ایجاد باغ های عمومی که همان فضای سبز دارای بازدهی اجتماعی و نیز حفظ و نگهداری و نظارت بر نحوه استفاده از فضاهای یاد شده است، بر عهده شهرداری هاست.

بر اساس ماده ۱ قانون نوسازی و عمران شهری هم، ایجاد خیابانها، میدانها و باغهای عمومی از وظایف شهرداری است. پس از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۹، لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهر‌ها، به تصویب رسید که بر اساس ماده ۱ قانون مزبور، قطع درختان ممنوع اعلام شد.

– مصوبه ۱۳۶۹ شورای عالی شهرسازی و معماری، ضوابط تأمین فضای سبز کنار اتوبان‌ها و بزرگراه‌ها و معابر درجه ۱ و ۲، که بر اساس آن طرفین کلیه خیابانها و بزرگراه های داخل محدوده قانونی در کلیه‌ شهر‌های کشور به عمق ۱۰ متر و تا انتهای محدوده ملکی و حداکثر ۳۰ متر به کاربری های سبز عمومی شهر اختصاص یابد.

در کلیه‌ شهر‌هایی که بر اساس سر شماری سال ۱۳۶۵، بیش از ۳۰۰ هزار نفر جمعیت دارند، زمین ها، باغ ها و مزارع موجود در اطراف معابر درجه ۱ و ۲ شهری به عمق حداقل ده متر و تا انتهای محدوده ملکی و حداکثر ۳۰ متر برای تبدیل شدن به فضای سبز عمومی در نظر گرفته می شود.

تغییر یا ثبات؟ مسئله اینست!

الگوی برخورد مدیریت کارآفرینانه با محیط پیچیده و دارای عدم قطعیت

در کارآفرینی و مدیریت کسب و کار، محیط بر سایر عوامل اصالت دارد. به این معنی که ما هدف، استراتژی، برنامه، منابع، مهارت و … خوب و بد نداریم، بلکه خوب و بد بودن تمام اینها در چارچوب کارایی و اثربخشی­ شان در پاسخ به محیط کسب و کار (شامل فرصت­ های محیطی، نیازهای پنهان و آشکار مشتریان، کسب منفعت، حفظ و بقای سیستم کسب و کار، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، قوانین و ضوابط اقتصادی-سیاسی و …) تعریف می­ شوند. این محیط همواره در حال تغییر است. این تغییرات به قدری زیاد است و متغییرهای اثر گذار آنقدر متعدد و ناشناخته اند که عملاً ما امروز در محیطی پیچیده و از عدم قطعیت حاضر و مشغول به فعالیت هستیم. (برای مطالعه بیشتر درباره الگوهای اقدامی در محیطی های پیچیده و با عدم قطعیت مقاله چارچوب کانوین را مطالعه کنید) بنابراین نمی ­توان در مقابل این تغییرات بی­تفاوت و نظاره­ گر باقی ماند. ازینرو در مدیریت کارآفرینانه ما باید به دنبال تغییر در عین ثبات باشیم! چیزی که از آن به عنوان “تعادل پویا” یا “ناپایداری محدود شده” یاد می­ شود. برای توضیح بیشتر این مفهوم خوب است که به حالت­های مختلف “آشوب سازمانی” که در نظریه آشوب مطرح می­ شوند نگاهی بیاندازیم.

نظریه آشوب Chaos Theory که از آن به عنوان نظریه نظم در بی ­نظمی نیز یاد می­ شود، به ارزیابی باخوردها و اثرات محیط بیرون بر سیستم ­های سازمانی تأکید دارد. این نظریه می­ گوید در میان الگوها و رفتارهای به ظاهر تصادفی پدیده ­های مختلف، نوعی الگوی نظم وجود دارد که باید شناخته و درک شود. به همین منظور سه حالت مختلف از آشوب­ های سازمانی تعریف می ­شوند که در ادامه به آنها می پردازم.

مشخصات و معیارهای فضاهای مسکونی

مشخصات و معیارهای فضاهای مسکونی

شهرها در واقع سکونتگاه های بزرگی هستند که از ترکیب متراکم واحدها و محله ها و نواحی مسکونی پدید ما آیند. هر محله یا ناحیه مسکونی بنا به ویژگی های خود از دیگری بازشناخته می شود. ویژگی های تاریخی و بافت کالبدی و اجتماعی، محلات مسکونی را از یکدیگر متمایز می کند. هر یک از نواحی مسکونی، یک واحد شهری را تشکیل می دهد. گاهی ممکن است هر محله، چند زیر محله داشته باشد. در سازمان بندی محله های قدیمی شهرهای ایران، زیرمحله ها، گذر خوانده می شدند. و واحدهای کوچکتر آن را پاتوق می نامیدند.

واحدهای همسایگی

گاهی واحد همسایگی همان مفهوم محله را دارد. ولی از نظر بسیاری از جامعه شناسان شهری، واحدهای همسایگی به طور کامل دارای ویژگی‌های اجتماعیِ محله نیستند و واحد همسایگی بیشتر یک مفهوم شهرسازی است چرا که محله دارای مفاهیم تاریخی، کالبدی و اجتماعی خاصی است که با مفهوم واحد همسایگی تفاوت ماهوی دارد. مفهوم واحد همسایگی حدود صد سال پیش در شهرسازی اروپا رایج شد و با طرح های جامع شهری وارد ایران شد.

در طرح جامع تهران مصوب ۱۳۴۷، بیان شده که واحد همسایگی یک مجتمع زیستی است که متشکل از حداکثر ۱۰۰۰ خانوار یا چهار تا پنج هزار نفر جمعیت، که در فضایی به شعاع ۵۰۰ متر با وسعتی در حدود ۷۵ هکتار اسکان یافته اند.

در طرح آماده سازی زمین، تعریف ارائه شده از سوی وزارت راه و شهرسازی به شرح زیر است: واحد همسایگی یا مجموعه های مسکونی حداکثر تا ۲۰۰ واحد برای اراضی تا ۵۰ هکتار و ۳۰۰ واحد برای اراضی بیش از ۱۵۰-۵۰ هکتار و ۴۰۰ واحد برای اراضی بیش از ۱۵۰ هکتار مورد مطالعه و طراحی قرار گیرند. در این تعریف، واحد همسایگی به عنوان مبنای طراحی شهری و تنظیم فضاهای عمومی و ارتباطی معرفی شده است.

شاخص های مدیریت استراتژیک

شاخص های مدیریت استراتژیک

شاخص های مدیریت استراتژیک شامل تجزیه و تحلیل، حیطه برنامه ­ریزی، انعطاف پذیری، افق زمانی و نگرش های کنترلی هستند که در ادامه به توضیح آنها می­ پردازیم.

تجزیه و تحلیل به یادگیری درباره رویدادها و روندهای محیطی سازمان اشاره دارد و بیشتر یک فعالیت مدیریتی محسوب می­ شود. تجزیه و تحلیل، اطلاعات لازم درباره رویدادهای مربوط به محیط خارجی را تأمین کرده و نبود اطمینان را کاهش می­ دهد.

انعطاف­پذیری به قابلیت برنامه راهبردی شرکت برای ایجاد تغییرهای متناسب با فرصت ها / تهدیدهای محیطی اشاره دارد؛ به نحوی که شرکت ها در محیط­ های پیچیده، با استقرار نظام های برنامه­ ریزی منعطف، عملکرد خود را بهینه می ­کنند.

افق برنامه ریزی یک شرکت به طول دوره زمانی اشاره دارد که تصمیم گیرندگان در برنامه ریزی خود در نظر می­ گیرند. حیطه برنامه ریزی به میزان مشارکت کارکنان در فعالیت های برنامه ­ریزی راهبردی شرکت اشاره دارد.

مشارکت بالای کارکنان در برنامه­ ریزی، نزدیک ترین افراد به مشتریان (و یا جریان های بیرونی) را در فرایند برنامه ­ریزی درگیر می­ کند که این امر می ­تواند به تشخیص فرصت ها کمک کند. افزون بر این، حیطه وسیع برنامه ­ریزی به مشارکت فعال مدیران عملیاتی و میانی در فرایند برنامه ­ریزی مشروعیت می ­بخشد؛

این گونه، ایده های خوب این مدیران، نادیده گرفته نمی ­شود. دلیل دیگر این که، حیطه وسیع برنامه­ ریزی تنوع نقطه نظرها را در تدوین برنامه راهبردی افزایش می­ دهد. کنترل: هدف نظام های کنترلی، اطمینان از دستیابی شرکت به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت از پیش تعیین شده است. کنترل های راهبردی بر دست­یابی به راهبردها و اهداف شرکت تأکید می ­کند. این گونه کنترل ها خلاقیت را تشویق می­ کنند و فرصت لازم را با نوآوری فراهم می­ کنند.

درس مدیریت استراتژیک دوره MBA تدریس علی خادم الرضا

درس مدیریت استراتژیک دوره MBA تدریس علی خادم الرضا

نظام مراکز شهری

نظام مراکز شهری

ساده ترین الگوی شهر، دایره ای است با هسته ای از فعالیت ها در مرکز، که محله های مسکونی در پیرامون آن قرار دارند. سایر الگوها عبارت‌اند از:

  • الگوی تک مرکزی: عمده ترین عملکرد مراکز شهری، فعالیت های خدماتی-تجاری است که در فضایی فشرده و متراکم متمرکز شده اند. در شهرهای قدیمی ایران، بازار هسته مرکزی شهر را تشکیل می داد که محلات در پیرامون آن قرار می گرفتند. هر محله هم دارای بازارچه ای به عنوان مرکزی کوچک بود. در شهرهای باستانی، قلعه یا ارگ حکومتی کهندژ در مرکز شهر قرار داشت. همانند اثرهای باستانی آکد، سومر و بابل که معبد در مرکز آنها قرار داشته است.

در شهرهای اروپایی قرون وسطی، قلعه شاهی و کلیسای بزرگ در مرکز شهر ساخته می شد. در شهرهای اسلامی نیز دارالخلافه و مسجد در مرکز شهر ساخته شده و بازارها پیرامون دارالخلافه و مسجد پدید می آمد.

در عصر حاضر نیز شهرها از یک الگوی خاص پیروی می کنند:

  • منطقه مرکزی: در برگیرنده مرکز و بخش قدیمی بازار با مجموعه ای از عمده فروشی ها و خرده فروشی ها
  • نواحی مسکونی: شامل بخش درونی شهر که در هر بخش، مراکز اجتماعی و تجاری در محورهای مرکزی آن پدید آمده اند.
  • نواحی پیرامون شهر: مجموعه ای از شهرک ها، حومه های مسکونی و صنعتی و تأسیسات شهری که با حوزه های روستایی در آمیخته اند.
  • الگوی چند مرکزی: در شهرهای بزرگ و متوسط، اغلب به مرور زمان، مراکز جدید شکل می گیرند. شبکه های حمل و نقل شهری نقشی عمده در پدید آمدن مراکز درجه دو محلی دارند و اغلب مراکز تجاری و خدماتی در امتداد مسیرهای ارتباطی درون نواحی مسکونی پیرامون شهر تشکیل می‌شوند.

سلسله مراتب مراکز شهری

تدوین بیانیه چشم انداز

چشم انداز چیست؟ چگونه بیانیه چشم انداز سازمان را تهیه کنیم؟

چشم انداز یا Vision تصویری محرک از آینده مطلوب سازمان است، ترجیحاً تصویر مطلوب و ایده آل سازمان در بیست سال آینده. چشم انداز مهیج و انرژی زاست و بالاترین استانداردی است که یک سازمان می ­تواند خود را در قبال میزان نیل به آن سنجش کند. چشم انداز آرزو و رؤیای آینده سازمان را به تصویر می­ کشد. چشم انداز مشخص می­ سازد که سازمان آرزو دارد در آینده چه شکلی به خود بگیرد. نشانگر تصورات ایده ­آلی است که سازمان می ­خواهد در قبال ذی نفعان (مشتریان، کارکنان، جامعه و سهامداران) نسبت به آن داشته باشند. چشم انداز، رؤیا و الهام بخش سازمان است (سیروس، ۱۳۹۰، ۱۱۳).

دورنمایی از سازمان که هم جامع باشد و هم در بیان ساده و روشن ارایه شود و جنبه شعاری داشته، بتواند شعور و انگیزه و هماهنگی دلخواه را در همسو کردن فعالیتهای یک سازمان – برای رسالتی ویژه – به وجود آورد، چشم ­انداز سازمان نامیده می­ شود. سه عامل اساس در خلق چشم ­انداز اثربخش ایفای نقش می ­کنند،

  1. شناخت واقعیتهای بازار و درک ویژگی های جدید آن،
  2. درک جهش­ ها و ناپیوستگی ها در رفتار بازار و
  3. خلق راه­کارهای بدیع و خلاقانه در پاسخگویی به این شناخت.

بنابراین می ­توان گفت چشم ­انداز از سنتز عوامل مؤثر در کسب و کار و خلق چگونگی پاسخگویی به آن شکل می ­گیرد. در ایجاد چشم ­انداز بیش از داده ­های سخت و کمی، داده­ های نرم و کیفی نقش داشته و ایده ­های خلاقانه، فهم و بصیرت از محیط کار و قابلیت های ادراکی درونمایه اصلی کار هستند (غفاریان و کیانی، ۱۳۸۷، ۵۴).

یک چشم انداز استراتژیک که به خوبی بیان شده است، جاه­ طلبی مدیریت را در مورد این که کجا می ­رویم به ذینفعان اعلام و کمک می­ کند تا انرژی کارکنان شرکت به سوی هدف مشترکی هدایت شود (تامپسون و گمبل،۱۳۹۱، ۳۷).

گفتنی است که به علت ایده ­آل بودن بیانیه دورنمای سازمان، نباید رسیدن به صد در صد آن مورد نظر مدیریت های ارشد سازمان باشد، بلکه همواره نظر به آن ایده آل باید حرکت به سوی کیفیت بالاتر سازمان را آسان کند. یعنی جهت و مختصات حرکت را مشخص می نماید (پهلوانیان، ۱۳۸۹، ۱۱۱)

شرکت های به راستی بزرگ می­ دانند که چه چیز نباید هیچ گاه تغییر یابد و چه چیز باید در معرض تغییر قرار گیرد؛ چه چیز مقدس است و چه چیز مقدس نیست. این توانایی کمیاب در بازشناسی تغییرپذیرها از تغییرناپذیرها که مستلزم کاربرد آگاهانه یک دیسیپلین است با توانایی ایجاد چشم ­انداز، پیوندی تنگاتنگ دارد. چشم­ انداز می­ گوید چه بنیانهایی را باید حفظ کرد و به سوی کدام آینده باید پیش رفت. اما چشم ­انداز واژه­ای در زبان است که بیشتر بکار می ­رود و کمتر دریافت می­ شود؛ و برای اشخاص گوناگون تصورهای گوناگون پدید می­ آورد: ارزش های عمیق، دستاوردهای برجسته، مرزهای جامعه، هدف های جانبخش، نیروهای برانگیزاننده، یا دلیل وجودی (کالینز و پوراس، ۱۹۹۶).

کالینز و پوراس بعد از تحقیق شش ساله خود بر روی شرکت های بسیار موفق بیان می ­دارند که چشم اندازی که دارای مفهوم روشن باشد از دو جز عمده تشکیل می­ شود “ایدئولوژی بنیادی” و “آینده در چشم انداز“.

حمل و نقل شهری

حمل و نقل شهری

به ایجاد ارتباط بین اجزاء یا به بیان درست تر به ایجاد ارتباط بین عملکردهای گوناگون شهری، نظام ارتباطات گفته می شود که خود دارای دو وجه عملکردی و کالبدی است. نظم ارتباطی از دیدگاه عملکردی، حمل و نقل یا ترابری نامیده می شود که دارای اشکال متفاوت پیاده- سواره، مسافر و حمل کالا به صورت عمومی و خصوصی است. فعالیت حمل نقل، تردد شهری یا آمد و رفت پیاده و سواره را به وجود می آورد که در اصطلاح ترافیک نام دارد.

فضای ترافیک جریان حمل و نقل در شهرها، همان شبکه ارتباطی یا خیابان ها و کوچه هاست که خود سازمان و سلسله مراتبی خاص دارد. شبکه ارتباطی یکی از شاخص های اصلی استخوان بندی شهر است.

برخی شهرسازان راه حل مشکلات ارتباطی در بافت های کهن در شهرهای جدید را، بدون توجه به مفاهیم و اصول نظام شهرها، در خیابان های عریض و تقاطع های غیرهمسطح و آزادراه ها و بزرگراه ها می دانند. در حالی که این امر نه تنها راه حل درستی نیست بلکه به مرور زمان مشکلات بزرگتری را ایجاد می‌کند. سایر انتقادها:

  • مخارج هنگفت احداث خیابان های عریض و هزینه های گزاف نگهداری بعدی
  • از بین رفتن هویت تاریخی شهرها و جداسازی محله ها و انسجام کالبدی شهر
  • اتلاف زمین شهری در سیستم کلی کاربری زمین
  • رشد معکوس ضریب قابلیت ترافیکی نسبت به مقاطع عرضی (مقاطع عرضی وسیع به جذب بیشتر ترافیک می انجامد و توزیع مجدد این جریان ها‌ی ترافیکی در تقاطع ها و. . . منجر به تراکم و راه بندان می شود. )
  • تقاطع های غیر همسطح در صورتی که در کلیه تقاطع های مسیر تداوم نداشته باشد، نقشی در روانی و سیالی ترافیک در شبکه نخواهند داشت.